سباه چاله وجود...
نمیدونم تو علم روانشناسی, پذیرش از دست دادن قبل از سوگ هست یا بعدش
ولی من اول سوگ رو تجربه کردم برای بیشتر از ۲ سال و بعد از اون به پذیرش رسیدم
و مرحله بعدی برای من شدن خالی شدن
من شدم یه حفره خالی از همه حتی از خودم
شاید هم یه سیاه چاله
این که چه طوری دوباره نور برگرده به این چاله رو نمیدونم
ولی نه میدونم
نور اون چاله خودمم ، میتونم یه پرتو باشم تو دریای از تاریکی و این پرتو رو روز به روز بزرگ و بزرگتر کنم تا کل قلبم و وجودم بشه نور
یا این که عمق سباه چاله رو ببشتر و بیشتر کنم
چیزی که مشخصه این که همه چی دست خودمه ...
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 8:6 توسط moj
|